با سلام.
از همه دوستان عزیزی که تا کنون مرا مورد لطف و عنایت خود قرار داده اند سپاسگزارم. به علت پاره ای مشکلات فعلا نمیتونم وبلاگم را به روز کنم.از همه تون عذر خواهی میکنم.
برام خیلی زیاد دعا کنید که شدیدا بهش نیازمندم.
اینم حسن ختام صفحات وبلاگم:
| ذکر سجده آخر نماز آیت الله بهجت اللهم صل علی محمد و آله وافعل بنا ما انت اهله ولاتفعل بنا ما نحن اهله یا اهل التقوی والمغفره یا ارحم الراحمین | |||||
،
ذکر قنوت آیت الله بهجت
لااله الا الله الحلیم الکریم، لا اله الا الله العلی العظیم، سبحان الله رب السماوات السبع و رب الارضین السبع وما فیهن و ما بینهن و رب العرش العظیم، والحمدلله رب العالمین. اللهم اغفرلنا و ارحمنا و عافنا و اغننا عَمَّن سِواکَ وانصرنا علی من عادانا واقض حوائجنا یا لطیف، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل لهم الفرج و فرِّج عن شیعتهم واخذل عن عاداهم یاالله محمود یا ارحم الرحمین.
التماس دعا
یا حق
سلام فریبای عزیزم.یه هفته ای بود که هر چی بهت اس ام اس میزدم نمیرفت.زنگ زدم موبایلت حاموش بود.لحظه به لحظه اضطرابم بیشتر میشد.چند بار خواستم خونه تون زنگ بزنم ولی توانشو نداشتم.گفتم بزار چند روز دیگه صبر کنم. احه قبلا هم هر وقت خیلی درد داشتی موبایلتو خاموش میکردی.گفتم دعا کنم فقط کار دیگه ای که ازم بر نمیاد.
.دیشب بیقرار تر تر از همیشه بودم.نمیدونم چم بود فقط انگار فلبمو بهم فشار میدادن.فریبا جونم کجاییییییییییی.
امروز نا خوداگاه تو اینترنت امدم و بی انکه بدونم چکار میکنم اسمتو زدم.و وبلاگت باز شد.ابی اسمون مثل خودت مثل دل قشنگت.مثل پاکی دلت مثل ارامش وجودت چقدر اسم قشنگی برای وبلاگت انتخاب کردی........
تو وبلاگت هم صفای وجودت ادمو مسحور میکرد. قلب بزرگ و مهربونت مثل اسمون بیکرون ...
فریبا نگاه کردم دیدم از اخرین پستی که گذاشتی یکسال هم بیشتر میگذره تنم لرزید گفتم فریبا از شدت درد دیگه نتونسته بیاد سر بزنه.امدم کامنتهاتو بخونم و انوقتتتتتتتتتتتتتتتتتت
اره فریبا فهمیدم که انهمه دعا انهمه نذر انهمه راز و نیاز...............
فریبا کجایی؟
دیروز داشتم فکر میکردم خدا خوبها را نمیزاره زیاد رو زمین بمونن .اخه دلش براشون تنگ میشه .میترسه کسی اذیتتشون بکنه برای همین میبره پیش خودش انجا دیگه خیالش از همه بابت حمعه.میدونه فقط پیش خودشن به دور از هر رنج و اذیتی...ولی نمیدونستم تصویر ذهنی دیروز را امروز با رفتن تو میبینم.
و امروز ...... فریبای من نیست.خدا اونو برد تا یکی از خوبهاشو برده باشه.گلی را چید که بهترین بود شاداب ترین پرامید ترین صبور ترین دوست داشتنی ترین خوش قلب ترین با محبت ترین خالص ترین و شاکر ترین.
اخرین باری که برات اس ام اس زدم و حالتو پرسیدم گفتی خدا را شکر.نمیدونی وقتی این جوابو خوندم چه حالی شدم میدونستم چقدر داری درد میکشی میدونستم از شدت درد فریاد میکشی ....اما تو فریبا بودی و دردنه خدا..گفتی خدا را شکر تا به خدا بگی هر چه از دوست رسد نیکوست.... فریبا خدا تو را خیلی دوست داره........
همه انچه دوستات نوشتن حقیقته .اگه امروز جای خالی تو اینقدر محسوسه و قلب خانواده و دوستانت انقدر برات تنگه فقط به حاطر یه چیزه و ان اخلاصه اره فریبا تو با اون قلب مهربون و دوست داشتنی ات مخلص ترین ادم با صفای هستی که تو همه عمرم دیدم.
فریبای عزیزممممممم چقدر این دنیا تنگ و تاریکه.چقدر سخته تحمل این دنیا...بدون تو
من همیشه دیر میرسم و امروز دیرتر از همیشه.............
حیلی دوستت دارم
از اینکه تو قشنگترین جای دلم حضور داری به خودم میبالم.و به دوست داشتنت افتحار میکنم .
|
من طعم جمعه ها را دوست مي دارم . هر جمعه بر فراز بلندترين قله ها ، غروب جمعه و غروب انتظاري ديگر را به نظاره مي نشينم . دلهايمان غرق انتظار است ، چشمهايمان گريان از آمدن جمعه اي ديگر و در نيامدنت ، پاهايمان ناي رفتن به شنبه را ندارد . يا مهدي جان ؛ جايگاهت در قلبهاي ماست و دلهايمان خانه عشقت . وقتي بيايي ، كبوتران سپيد بال انتظارمان را در آبي آسمان ظهورت به پرواز در خواهيم آورد و درخت تنومند منتظران به ثمر خواهد نشست ! يا مهدي ، از مرحم دلهاي شكسته ، بيا ، بيا و با آمدنت زخمهاي بدمان را درمان كن . يا مهدي ، ديده ام ، همراه با حنجره تاول زده سرود ظهورت را زمزمه مي كند و اجابتت را التماس . و باز جمعه اي ديگر … در انتهاي كوچه پس كوچه هاي غربت زده ، دلم در انتظار تو اي غريب آشنا ، بي تابم . نوروزها ، عاشوراها و جمعه ها در پي هم گذشتند و مي گذرند ولي ، هيهات ! كاش عجل مهلتي مي داد تا شاهد حضور سبزت باشم و اگر نه ، حتي شاخه اي گل ، در زير پاي مباركت باشم تا نشاني از انتظار كشيدنمان باشد .
|
اگر بعضی افراد، بی منطق و خود محورند،
تو همواره آن ها را ببخش
اگر نسبت به دیگران مهربانی ولی آن ها تو را به خودخواهی متهم می کنند،
تو همواره مهربان باش
اگر فردی موفق هستی ولی در نهایت تعدادی دوست دروغین و تعدادی دشمن حقیقی به دست آورده ای،
تو همواره بکوش تا موفق شوی
اگر صادق و یکرنگ هستی و ممکن است دیگران فریبت دهند،
تو همواره صادق و یکرنگ باش
هر آن چه طی سالیان ساخته ای ، ممکن است فردی در یک لحظه ویران کند،
تو همواره در حال ساختن باش
تو همواره مهربان باش
اگر به شادابی دست یابی، ممکن است دیگران به تو حسادت ورزند،
تو همواره شاد باش
خوبی های امروز تو، ممکن است فردا فراموش شود،
تو همواره خوب باش
بهترین چیزی را که در توان داری به دنیا هدیه کن ، حتی اگر کوچک است،
تو همواره بهترین ها را هدیه کن .
دیگران را ببخش نه به این خاطر که انها سزاوار بخشش تو هستند بلکه به این دلیل که تو سزاوار ارامشی.
آینده جایی است که اتفاقها خواهند افتاد. میشنوم که گریه میکنی، آینده جایی است که تو ممکن است موفق، شاد، پولدار، زیبا، مشهور، مشغول به کار، و غرق در بهترینها شوی. اینها نقشه یا رویا یا چیزهای دیگر هستند، اما دوباره باید بگویم که زمان حال جایی است که تو واقعاً در آن هستی و رویایی هم در كار نیست !
این لحظه، همان زمانی است که از ابتدای زندگی تا به حال منتظر آن بوده ای
این لحظه، همان زمانی است که بدون در نظر گرفتن هیچ چیزی باید قدر آن را بدانی. مشتاق بودن واقعاً شیرینترین چیزهاست. داشتن رویا مانند برلیان میدرخشد. قدر این لحظات را بدان و به هیچکس هم درباره آن حرفی نزن و اجازه نده که دیگران دربارهاش برایت اظهار عقیده کنند.
از زنده بودن خود لذت ببر و از اینکه قدرت و توانایی آرزو داشتن را داری، استفاده کن. نباید پا روی پا بیاندازی و نفسهای عمیق بکشی، خوب است که هراز گاهی به خودت سری بزنی و بیاندیشی. شاکر باشی که زنده هستی و به زندگیات نگاهی بیاندازی. نمیتوانیم همه شادیهای آینده را در آینده به دنبالش بگردیم.
از آرزو داشتن و مشتاق بودن، لذت ببر
یعنی که فکر کنی اگر پولدارتر بودم، جوانتر، سالمتر، عاشقتر، وابستگی کمتر، کار بهتر، فرزندان بهتر، ماشین بهتر، لاغرتر، بلندتر، موی بیشتر، دندانهای بهتر، لباسهای بهتر داشتم ... این لیست پایان ناپذیر است. اگر فقط این یا آن عوض میشد همه چیز کامل میشد. اینطور نیست؟ در جواب باید بگویم که متاسفانه اینطور نیست.
اینجوری جوابی نمیگیری. وقتی که این و آن هم عوض شوند، چیز دیگری پیش میآید. برای مثال، وقتی ناگهان خود را بهتر و بهتر ببینی، تازه آن موقع به دنبال مثلا پول بیشتر خواهی بود. آن موقع است که دوباره به دنبال چیزهای جدید دیگر برای خوشحال شدن خواهی بود. در این لحظه زندگی کردن به این معنا نیست که مسئولیتها و وظایف خود را کنار بگذاری، نه، اینطور نیست.
لاغرتر، بهتر، پولدارتر و بزرگتر شدن را فراموش کنید. قدردان آنچه که هم اكنون دارید و همین الان از آن بهره مند هستید باشید. کلید خوشبختی در اینجاست. به اینکه فقط به آنچه که هستید راضی باشید، همیشه کافی نیست. اما اینها به جای خود با آنچه واقعاً هستید شاد باشید، زیرا که حقیقت محض همان است.
من واقعی تو، همان من امروز توست
من آینده هنوز به دنیا نیامده و ممکن است به دنیا هم نیاید. پس جوهر امروز من واقعی، قابل لمس و استوار است. رویاها عالی هستند، اما واقعیت هم در نوع خود فوقالعاده است چون تحت هر شرایطی ملموس تر از رویاست.
سعی كنید به شكلی امروزتون رو ترسیم كنید، كه ادامه ی گامهای دیروزی باشه كه با آرزوها و خواست های آینده تون رنگ گرفته، رنگی كه هرگز نشانی از یكنواختی و سكون رو در خودش نخواهد داشت و از بین تمام رنگ های هستی، همواره خوشبختی و سعادت رو واضح تر و دلپذیرتر نمایان خواهد ساخت ...



