
بهار بهترین بهانه برای اغاز
و اغاز بهترین بهانه برای زیستن
اغاز بهار بر شما مبارک
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سمبل خوشبو
مثل سیب خوشرنگ
و مثل سکه با ارزش باشی...
دوستان عزیزم خیلی دوستتون دارم
و بهترین ارزوها را براتون دارم.
موقع تحویل به یاد هم باشیم
وبرای سلامت سعادت موفقیت
و عاقبت بخیری هم دعا کنیم.
مریم
قرآن ! من شرمنده توام
اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه
مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است ؟ "
چه غفلت بزرگی كه می پنداریم
خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
قرآن ! من شرمنده توام
اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام .
یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته ،
یكی ذوق میكندكه ترا فرش كرده ،
یكی ذوق میكند كه ترا با طلا نوشته ،
یكی به خود میبالدكه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... !
آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟
قرآن ! من شرمنده توام
اگر حتی آنان كه ترا میخوانند و ترا میشنوند ،
آنچنان به پایت مینشینند
كه خلایق به پای موسیقی های روزمره مینشینند .
اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند
مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...!"
گوی مسابقه نفس است
قرآن ! من شرمنده توام
اگر به یك فستیوال مبدل شده ای
حفظ كردن تو باشماره صفحه ،
خواندن تو آز آخر به اول ،
یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟
ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،حفظ كنی ،
تا اینچنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .
خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .
آنانكه وقتی ترا میخوانند چنان حظ میكنند ،
گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است
آنچه ما با قرآن كرده ایم
تنها بخشی از اسلام است
كه به صلیب جهالت كشیدیم .
این متن را چند روز پیش یه جا خوندم.خیلی قابل تامله.ما همیشه از مظلومیت امام حسین در انزمان سخن میگیم ولی غافلیم از انچه امروز انجام میدیم و دل امام حسین را بیش از قبل میشکنیم.
و غافلیم از اینکه فرزند او امروز نظاره گر رفتارهای ماست و او هم چقدر مظلوم است.
ایا براستی ما منتظریم؟
چه میکنیم به کجا میرویم؟
کمی بیشتر بیندیشیم.
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین
بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد
و خودش در روز تاسوعا
سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قدرت سامورایی!
شب ها در تکیه لخت می شود
و میانداری می کند
و روزها مردم را لخت می کند
و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار
را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع)
و حضرت عباس (ع)
را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
آقای صولتی
تا پایان اربعین تمام پاساژش
را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا
قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان
سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
سیامک چشم چران!
که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد
"من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی!
سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز
یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!
۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
به جای آنکه ما
بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج آقا کلامی
۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم
سر زود پایین آمدن از منبر
با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام!
درست وقت اذان ظهر عاشورا
اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت!
سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید
عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود
تا سال بعد !
تا یاد بعد!
درسته .حسین و فرزندانش همیشه مظلومند.نه فقط دیروز که مظلومیت انان امروز بیش از همیشه است.
چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمی کنی
خدای چاره ساز را چرا صدا نمی کنی
به هر لب دعای تو فرشته بوسه می زند
برای درد بی امان چرا دعا نمی کنی
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند
به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی
سحر زباغ ناله ها گل مراد می دمد
به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی
دل تو مانده در قفس جدا ز آشیان خود
پرنده اسیر را چرا رها نمی کنی
ز اشک نقره فام خود به کیمیای نیمه شب
مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی
.jpg)
آرام توئي دام توئي دانه توئي تو
آن مهر درخشان که به هر صبح دهد تاب
از روزن اين خانه به کاشانه توئي تو
آن ورد که زاهد به همه شام و سحرگاه
بشمرد با سبحه صد دانه توئي تو
آن باده که شاهد به خرابات مغان نيز
پيمود به جام و خم و پيمانه توئي تو
آن غل که ز زنجير سر زلف نهادند
بر پاي دل عاقل و ديوانه توئي تو
ويرانه بود هر دو جهان نزد خردمند
گنجي که نهان است به ويرانه توئي تو
در کعبه و بتخانه بگشتيم بسي ما
ديديم که در کعبه و بتخانه توئي تو
بسيار بگوييم و چه بسيار بگفتيم
کس نيست به غير از تو در اين خانه توئي تو
يک همت مردانه در اين کاخ نديديم
آن را که بود همت مردانه توئي تو
« ميرزا حبيب خراساني»
الف. محبت و دوستى:
قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم(ص) و اهلبيت(ع) را بر مسلمانان واجب كرده است
نگا: شورى (42)، آيه 23؛ هود (11)، آيه 29؛ ميزانالحكمه، ج 2، ص 236..
روشن است كه دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق، كسى است كه شرط دوستى را - چنان كه بايد و شايد - به جا آورد. يكى از مهمترين لوازم دوستى، هم دردى و هم دلى با دوستان در مواقع سوگ يا شادى آنان است؛
نگا: المحبة فى الكتاب والسنة، صص 169 - 170 و 181 - 182.
از اين رو در احاديث، بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهلبيت(ع) و ابراز حزن و
اندوه در مواقع سوگ آنان، تأكيد فراوان شده است
حضرت على(ع) در روايتى مىفرمايد: «شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شريكند».
«يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا»؛ بحارالانوار، ج 44، ص 287.
امام صادق(ع) نيز فرمودند: «شيعتنا جزء منا خلقوا من فضل طينتنا يسوؤهم ما يسؤنا و يسرّهم ما يسرّنا»؛ امالى، ص 305.
«شيعيان ما پارهاى از خود ما بوده واز زيادى گل ما خلق شدهاند؛ آنچه كه ما را بدحال يا
خوشحال مىسازد، آنان را بدحال و خوشحال مىگرداند».
ب. انسانسازى:
از آنجا كه در فرهنگ شيعى، عزادارى بايد از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن
عزيزان، در واقع يادآورى فضايل، مناقب و آرمانهاى آنان بوده و بدين شكل، آدمى را به
سمت الگوگيرى و الگوپذيرى از آنان سوق مىدهد
فردى كه با معرفت در مجالس عزادارى، شركت مىكند؛ شعور و شور، شناخت و عاطفه را
درهم مىآميزد و در پرتو آن، انگيزهاى قوى در او پديدار گشته و هنگام خروج از مراسم
عزادارى، مانند محبى مىشود كه فعّال و شتابان، به دنبال پياده كردن اوصاف محبوب در وجود
خويشتن است
ج. جامعهسازى:
هنگامى كه مجلس عزادارى، موجب انسانسازى گشت؛ تغيير درونى انسان به عرصه جامعه
نيز كشيده مىشود و آدمى مىكوشد تا آرمانهاى اهلبيت(ع) را در جامعه حكمفرما كند
به بيان ديگر، عزادارى بر اهلبيت(ع)؛ در واقع با يك واسطه زمينه را براى حفظ آرمانهاى
آنان و پياده كردن آنها فراهم مىسازد. به همين دليل مىتوان گفت: يكى از حكمتهاى عزادارى،
ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است
د. انتقالدهنده فرهنگ شيعى به نسل بعد:
كسى نمىتواند منكر اين حقيقت شود كه نسل جديد در سنين كودكى، در مجالس عزادارى با
فرهنگ اهلبيت(ع) آشنا مىشوند. به راستى عزادارى و مجالس تعزيه، يكى از عناصر و
عوامل برجستهاى است تا آموزههاى نظرى و عملى امامان راستين، به نسلهاى آينده منتقل
شود. مراسم عزادارى، به دليل قالب و محتوا، بهترين راه براى تعليم و تربيت نسل جديد و
آشنايى آنان با گفتار و كردار اهلبيت(ع) است
بسوز اى دل ، كه امروز اربعين است ، عزاى پور ختم المرسلين است ، مرام شيعه در خون ريشه دارد ، نگهبانى ز خط خون ، چنين است .
حسين بن على سالار دين است. امام و رهبر اهل يقين است. قيام كربلايش تا قيامت سراسر درس ، بهر مسلمين است .
حسين است آن كه با حق همنشين است ، خدا را حجت و دين را امين است ، حسين است آن كه در « خط شهادت » امام اولين و آخرين است.
حسين است آن كه حق را جاودان كرد ، حسين است آن كه باطل را عيان كرد ، حسين است آن كه حكم دين بيان كرد ، حسين است آن كه با قرآن ، قرين است.
دلا ! كوى حسين ، عرش زمين است ، مطاف و كعبه ی اهل يقين است. اگر جمع شهيدان ، حلقه باشند حسين بن على ، آن را نگين است .
افق ، از خون پاكان لاله گون است. نهال دين حق ، محتاج خون است. براى يارى حق ، بهترين راه ، شهادت در ره قرآن و دين است .
شهادت ، زندگى در « لامكان » است. شهادت ، لطف حق ، لطفى نهان است. شهادت چون حيات جاودان است. ميان مرگها ، زيباترين است .
اگر در كربلا ، غم بىشمار است ، اگر دلهاى شيعه داغدار است ، اگر چشمان مهدى (ع) اشكبار است ، ز داغ آن « وداع آخرين » است .
پيام خون ، خطاب آتشين است. بقاى دين ، رهين اربعين است ، كه تاريخ پر از خون و شهادت ، سراسر اربعين در اربعين است .
در آن دوران ِ شوم سلطه ی شب ، كه مىدوزند از افشاگران لب ، جهاد حضرت سجاد و زينب بيان خطبه هاى آتشين است.
زبان زينب ، آن بانوى پر درد كه هست آموزگار هر زن و مرد چنان در كوفه ، طوفانى به پا كرد كه گويى خود ، امير المؤمنين است.
اسيران را چو بر محمل نشاندند ، تو گويى تير غم بر دل نشاندند . گلى راچيده و در گِل نشاندند ، «رقيه» آن گل شاداب دين است.
ديار شام ، با غمها قرين است. قلوب شيعيان ، زان غم حزين است. مزار زينب و قبر رقيه ، تجليگاه عشق عارفين است.
شهيدان را ، مكان ، خلد برين است و عاشورا نبرد كفر و دين است ؛ به ياد كربلا دلها غمين است ، دلا خون گريه كن، چون اربعين است.
"جواد محدثی"

اشک ها بر روی گلگون آمدند
اهل بیت از شام بیرون آمدند
بردل آنان شراری از بلاست
محمل آنان سیه پوش عزاست
من که رفتم از برت با چشم تر
حال برگشتم ولی خونین جگر
بادلی لبریز از اندوه وغم
قد کمان گردیده از تیرستم
هیچ می دانی عدو بامن چه کرد
با من بشکسته دل دشمن چه کرد
تیره بختانی که خون دل مرده اند
مجلس نامحرمانم برده اند
غنچه غنچه خون زدل دیدم حسین
راس تو درطشت زر دیدم حسین
خیزوبین افتاده ام ازپاحسین
دیده ای دارم زغم دریا حسین
آدینۀ دیگری رفت و باز هم سهم من از تو چشم به راهی بود و سخنم با تو از پایان جدایی.
هر غروب آدینه مهر سکوت بر لب می نهم و پرندۀ دل بی قرارم را با نغمه سرایی برای تو راهی وادی آرامش می کنم.
هر غروب آدینه من می مانم و دل سوخته ام که سراغ تو را می گیرد تا از بار اندوهش بکاهد، تا بار غربتش را با تو در میان بگذارد و از سنگینیش بکاهد اما تو عاشقی را خوب به دلم آموخته ای و با درد فراق خوب دلم را سوزانده ای آنچنان که نمی تواند از اندوهش بگوید و از غربتش، که می خواهد تو از غربتت بگویی و او بگرید، تو از اندوهت بگویی و دلم همدرد لحظه های پر اندوهت باشد.
دلم عاشقی را خوب آموخته است اما تو انگار مهربان تری و عاشق تر. تو انگار خوب تری و عزیزتر. از دردهایت نمی گویی که می دانی تاب و تحمل دردهای اندک خود را ندارم تا چه رسد که همدرد اندوه تو باشم. پس چراغ صبر را در دلم روشن می کنی و عطر امید را در سرایم می پراکنی تا بتوانم آدینه های دیگر هم انتظار را پیشۀ دل سوخته ام گردانم و چشم به راه آمدنت بمانم، تا به خیال خود بتوانم عاشقت بمانم


