اگر بعضی افراد، بی منطق و خود محورند،
تو همواره آن ها را ببخش
اگر نسبت به دیگران مهربانی ولی آن ها تو را به خودخواهی متهم می کنند،
تو همواره مهربان باش
اگر فردی موفق هستی ولی در نهایت تعدادی دوست دروغین و تعدادی دشمن حقیقی به دست آورده ای،
تو همواره بکوش تا موفق شوی
اگر صادق و یکرنگ هستی و ممکن است دیگران فریبت دهند،
تو همواره صادق و یکرنگ باش
هر آن چه طی سالیان ساخته ای ، ممکن است فردی در یک لحظه ویران کند،
تو همواره در حال ساختن باش
تو همواره مهربان باش
اگر به شادابی دست یابی، ممکن است دیگران به تو حسادت ورزند،
تو همواره شاد باش
خوبی های امروز تو، ممکن است فردا فراموش شود،
تو همواره خوب باش
بهترین چیزی را که در توان داری به دنیا هدیه کن ، حتی اگر کوچک است،
تو همواره بهترین ها را هدیه کن .
دیگران را ببخش نه به این خاطر که انها سزاوار بخشش تو هستند بلکه به این دلیل که تو سزاوار ارامشی.
آینده جایی است که اتفاقها خواهند افتاد. میشنوم که گریه میکنی، آینده جایی است که تو ممکن است موفق، شاد، پولدار، زیبا، مشهور، مشغول به کار، و غرق در بهترینها شوی. اینها نقشه یا رویا یا چیزهای دیگر هستند، اما دوباره باید بگویم که زمان حال جایی است که تو واقعاً در آن هستی و رویایی هم در كار نیست !
این لحظه، همان زمانی است که از ابتدای زندگی تا به حال منتظر آن بوده ای
این لحظه، همان زمانی است که بدون در نظر گرفتن هیچ چیزی باید قدر آن را بدانی. مشتاق بودن واقعاً شیرینترین چیزهاست. داشتن رویا مانند برلیان میدرخشد. قدر این لحظات را بدان و به هیچکس هم درباره آن حرفی نزن و اجازه نده که دیگران دربارهاش برایت اظهار عقیده کنند.
از زنده بودن خود لذت ببر و از اینکه قدرت و توانایی آرزو داشتن را داری، استفاده کن. نباید پا روی پا بیاندازی و نفسهای عمیق بکشی، خوب است که هراز گاهی به خودت سری بزنی و بیاندیشی. شاکر باشی که زنده هستی و به زندگیات نگاهی بیاندازی. نمیتوانیم همه شادیهای آینده را در آینده به دنبالش بگردیم.
از آرزو داشتن و مشتاق بودن، لذت ببر
یعنی که فکر کنی اگر پولدارتر بودم، جوانتر، سالمتر، عاشقتر، وابستگی کمتر، کار بهتر، فرزندان بهتر، ماشین بهتر، لاغرتر، بلندتر، موی بیشتر، دندانهای بهتر، لباسهای بهتر داشتم ... این لیست پایان ناپذیر است. اگر فقط این یا آن عوض میشد همه چیز کامل میشد. اینطور نیست؟ در جواب باید بگویم که متاسفانه اینطور نیست.
اینجوری جوابی نمیگیری. وقتی که این و آن هم عوض شوند، چیز دیگری پیش میآید. برای مثال، وقتی ناگهان خود را بهتر و بهتر ببینی، تازه آن موقع به دنبال مثلا پول بیشتر خواهی بود. آن موقع است که دوباره به دنبال چیزهای جدید دیگر برای خوشحال شدن خواهی بود. در این لحظه زندگی کردن به این معنا نیست که مسئولیتها و وظایف خود را کنار بگذاری، نه، اینطور نیست.
لاغرتر، بهتر، پولدارتر و بزرگتر شدن را فراموش کنید. قدردان آنچه که هم اكنون دارید و همین الان از آن بهره مند هستید باشید. کلید خوشبختی در اینجاست. به اینکه فقط به آنچه که هستید راضی باشید، همیشه کافی نیست. اما اینها به جای خود با آنچه واقعاً هستید شاد باشید، زیرا که حقیقت محض همان است.
من واقعی تو، همان من امروز توست
من آینده هنوز به دنیا نیامده و ممکن است به دنیا هم نیاید. پس جوهر امروز من واقعی، قابل لمس و استوار است. رویاها عالی هستند، اما واقعیت هم در نوع خود فوقالعاده است چون تحت هر شرایطی ملموس تر از رویاست.
سعی كنید به شكلی امروزتون رو ترسیم كنید، كه ادامه ی گامهای دیروزی باشه كه با آرزوها و خواست های آینده تون رنگ گرفته، رنگی كه هرگز نشانی از یكنواختی و سكون رو در خودش نخواهد داشت و از بین تمام رنگ های هستی، همواره خوشبختی و سعادت رو واضح تر و دلپذیرتر نمایان خواهد ساخت ...
بعضی وقتا از خودم می پرسم: مگه من چه گناهی کردم
که خداوندچینین مشکلی سر راه من قرار داد ؟
برای پاسخ به این سوال یک مطلب جالب خوندم:
یک روز دختری که از درس جبر نمره نیاورده بود، قلبش شکسته شده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بوده به مادرش گفت : همش اتفاق های بد می افته !
مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد ؟
و دخترک جواب داد : البته من عاشق دست پخت شما هستم !
مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به او داد
دخترک گفت :اه...! حالم را به هم می زنه !
مادر تخم مرغ خام پیشنهاد کرد ،و دختر گفت : از بوش متنفرم !
این بار مادر رو به او کرد و پرسید: با کمی آرد چطوری ؟
و دختر پاسخ داد که از آن همه بدش می آید .
مادر با چهر ای مهربان و متین رو به دخترش کرد و گفت : بله شاید مهمه اینها به تنهای به نظرت بد بیایند ولی وقتی آنها را به اندزه و شیوه مناسب با هم مخلوط کنی یک کیک خیلی خوشمزه خواهی داشت .
خداوند نیز این چنین عمل می کند .
ما خیلی وقتها از پیشامدهای ناگوار از پروردگارمان شکایت می کنیم در حالی که فقط اومی داندکه این موقعیت ها برای آمادگی در مراحل بعدی زندگی لازم است و منتهی به خیر می شوند .
باید به خداوند توکل کرد و اطمینان داشت که همه این موقعیت های به ظاهر نا خوشایند معجزه می آفرینند.
مطمئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برایت گل می فرستد وهر روز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند .
پروردگار هستی با اینکه می تواند در هر جای از دنیا باشد قلب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگویی گوش می کند .
و تو باید صبور باشی و این مراحل را طی کنی
|
|
|
دلم را فروختم
به مست ِ دوره گرد کوچه های تنهایی به آواره وغریب سرزمین بی سرانجامی دلم را فروختم به قیمت بی خوابیهای شبانه بغضهای روزانه به قیمت جان کندن در خود شکستن بی صدا گریستن دلم رافروختم تمام شد. . . دیگر هیچ ندارم به جای آن سنگی گذاشته ام بسان سنگ گوری سرد و سخت واینک هر روز پشت پنجره عاشقی می ایستم به کوچه دل دادگی چشم می دوزم و او را می بینم که با کوله باری بردوش از آن می گذرد بی آنکه دل مرا به همراه داشته باشد می گریم به حال دلم می گریم |
|
|
جمله حكایت از بهار تو كند
جان جمله حدیث لاله زار تو كند
مستی ز دو چشم پر خمار تو كند
تا خدمت لعل آبدار تو كند
بیا به صدای چكاوك ها گوش كنیم كه آمدن بهار را نوید میدهند
بیا به صدای جویبار گوش كنیم كه از جاری بودن زندگی خبر میدهد
بیا ، عطر شكوفه های سیب را استشمام كنیم
بیا به سبزی سبزه ، نگاه كنیم
بیا با تیك تاك ساعت ، خاطراتمان را مرور كنیم
بیا هر آنچه خاطرمان را آزرد ، با دست نسیم عشق پاك كنیم
بیا به هم سخاوتمندانه سلام كنیم ، بیا خانه دل را با نام دوست آذین كنیم
بیا سردی نگاه را از چشمانمان دور كنیم ، بیا تا آتش عشقمان را هر دم سوزان كنیم
بار خدایا . . .
از تو میخواهم كه مرا عفو كنی
اگر دستی نیازی را پس زدم ، مرا عفو كنی ...
اگر چشمی را گریاندم مرا عفو كنی
اگر خاطری را آزردم مرا عفو كنی ...
اگر دلی را رنجاندم مرا عفو كنی
برای تمام كاستی هایم مرا عفو كنی ،

دوستان عزیزم
فرا رسیدن سال نو را بهتون تبریک میگم و براتون یه عالمه ارزوهای خوب دارم:
سلامتی شادی موفقیت عشق و عاقبت بخیری.
بیاییم از هر آنچه در سال 87 گذشت خاطره سازیم قلم عشق برداریم و برای هر آنچه كه میخواهد در سال 88 برایمان اتفاق بیفتد عاشقانه بنویسیم
من اولین جمله را مینویسم:خیلی دوستتون دارم.
مریم

