عشق یعنی.....یاس کبود
عشق يعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مستِ مست
عشق يعنی ذكر ناموس خدا
يا علی گفتن به زير دست و پا
عشق يعنی جلوه صبر خدا
شرم ايوب نبی از مرتضی
عشق بر دلداده فرمان میدهد
عاشق جان داده را جان میدهد
عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق يعنی انقلاب فاطمه
از كبودی چشم تار فاطمه
عشق يعنی عشق ناب فاطمه
بيت الاحزان خراب فاطمه

عشق من پائيز آمد مثل پار باز هم، ما باز مانديم از بهار
احتراق لاله را ديديم ما گل دميد و خون نجوشيديم ما
بايد از فقدان گل خونجوش بود در فراق ياس، مشكی پوش بود
ياس بوی مهربانی می دهد عطر دوران جوانی میدهد
ياسها يادآور پروانهاند ياسها پيغمبران خانهاند
ياس ما را رو به پاكی میبرد رو به عشقی اشتراكی میبرد
ياس در هر جا نويد آشتی ست ياس دامان سپيد آشتی ست
در شبان ما كه شد خورشيد؟ ياس! بر لبان ما كه میخنديد؟ ياس!
ياس يك شب را گل ايوان ماست ياس تنها يك سحر مهمان ماست
بعد روی صبح پرپر میشود راهی شبهای ديگر میشود
ياس مثل عطر پاك نيت است ياس استنشاق معصوميت است
ياس را آيينهها رو كردهاند ياس را پيغمبران بو كردهاند
ياس بوی حوض كوثر میدهد عطر اخلاق پيمبر میدهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود دانههای اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه میچكانيد اشك حيدر را به چاه
عشق محزون علی ياس است و بس چشم او يك چشمه الماس است و بس
اشك میريزد علی مانند رود بر تن زهرا " گل ياس كبود "
گريه آری گريه چون ابر چمن بر كبود ياس و سرخ نسترن
گريه كن حيدر! كه مقصد مشكل است اين جدايی از محمد مشكل است
گريه كن زيرا كه دخت آفتاب بی خبر بايد بخوابد در تراب
اين دل ياس است و روی ياسمين اين امانت را امين باش ای زمين
گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد زمزم از اين ابر ابتر خشك شد
نيمه شب دزدانه بايد در مغاك ريخت بر روی گل خورشيد، خاك
ياس خوشبوی محمد داغ ديد صد فدك زخم از گل اين باغ ديد
مدفن اين ناله غير از چاه نيست جز تو كس از قبر او آگاه نيست
گريه بر فرق عدالت كن كه فاق میشود از زهر شمشير نفاق
گريه بر طشت حسن كن تا سحر كه پر است از لخته ی خون جگر
گريه كن چون ابر بارانی به چاه بر حسين تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت میبرند دخترانت را اسارت میبرند
گريه بر بیدستی احساس كن! گريه بر طفلان بی عباس كن!
باز كن حيدر! تو شط اشك را تا نگيرد با خجالت مشك را
گريه كن بر آن يتيمانی كه شام با تو میخوردند در اشك مدام
گريه كن چون گريه ی ابر بهار گريه كن بر روی گلهاي مزار
مثل نوزادانی كه مادر مردهاند مثل طفلانی كه آتش خوردهاند
گريه كن در زير تابوت روان گريه كن بر نسترنهای جوان
گريه كن زيرا كه گلها ديدهاند ياسهای مهربان كوچيدهاند
گريه كن زيرا كه شبنم فانی است هر گلی در معرض ويرانی است
ما سر خود را اسيری میبريم ما جوانی را به پيری میبريم
زير گورستانی از برگ رزان من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم آن گل بر تن من چاك شد آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نا اميد ای گل مأيوس من! ياس سپيد
"احمد عزيزی"
شناسنامه
فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) و بانوى زنان جهان
مادر وى خديجه دختر خويلد، مادر مؤمنان بود.فاطمه كوچكترين دختر رسول خدا (ص) و محبوبترين آنان در نزد وى بود. سلاله رسول خدا (ص) جز از فاطمه،از ديگر دخترانش منقطع شد.
ميلاد فاطمه (س)
وى دو سال پس از بعثت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الاخر،در شهر مكه پا به عرصه وجود نهاد.شيخ طوسى در مصباح المجتهد گويد:بنابر روايتى فاطمه در سال پنجم بعثت به دنيا آمد.
كنيه و لقب آن حضرت
فاطمه را با كنيه «ام ابيها» خوانده اند و لقب او را زهرا و بتول گفته اند.هروى در شرح الغريبين گويد:«مريم را بتول (باكره) ناميده اند كه از مردان كناره میگرفت و فاطمه را بدان علت بتول گفته اند كه از نظير و همتا بركنار است.»
نقش انگشترى آن حضرت
نقش خاتم آن حضرت اين عبارت بود:«امن المتوكلون».
ادرکنی یا فاطمه
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 20:28  توسط مریم
|